|
پـيـروان ولايـت ، عـاشقـان شهـادت <مبادا هلهله کوفیان زمان نگذارد که صدای غربت حضرت حجت ابن الحسن ارواحنا فدا به گوش ما برسد>
|
[ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
مردی نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و از اوضاع و احوال بد خود، خدمت آن حضرت گلایه کرد که مثلا خرج بالاست و درآمدم کفاف زندگیم را نمی دهد؛ طلبکاران امانم را بریده اند و خلاصه سفره دل باز کرد و شکایتهایی از این دست را که بین ما هم رایج است خدمت امام علیه السلام بازگو کرد و منتظر شنیدن سخنی راهگشا از آن حضرت شد. [ سه شنبه 20 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ شنبه 17 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ چهارشنبه 14 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
میخواهم بگویم فقر همه جا سر می کشد ....
فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست.... فقر، چیزی را نداشتن است، ولی آن چیز پول نیست، طلا و غذا نیست.... فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یککتابفروشی می نشیند.....، فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است کهروزنامه های برگشتی را خرد می کنند.....، فقر، کتیبه هزار سه هزار سالهای است که روی آن یادگاری نوشته اند...... فقر، پوست موزی است که ازپنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود. فقر، همه جا سر می کشد....، فقر شبی را بی غذا سر کردن نیست، فقر، روز را «بی اندیشه» سر کردن است دكتر علي شريعتي [ سه شنبه 13 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
از شش چیز در شگفتم: سه چیز آن مرا می خنداند و سه چیز دیگر به گریه ام می اندازد. آن سه چیز که مرا به گریه می اندازد: جدایی از دوستان محمد(ص)، هراس و وحشت قیامت و ایستادن در پیشگاه خدای عزوجل است، و اما آن سه چیزی که مرا به خنده وا می دارد: یکی کسی است که در پی دنیاست، حال آنکه مرگ در پی اوست؛ دیگری کسی که در غفلت به سر می برد، حال آنکه از او غافل نیستند؛ و سومی کسی که دهانش به خنده باز می شود، در صورتی که نمی داند آیا خداوند از او خشنود است یا ناخشنود. [ سه شنبه 13 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ دوشنبه 12 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
بسمه تعالی پاسخ آيت الله وحيد خراساني: بسم الله الرحمن الرحيم به آنچه فقيه محقق ، موسس حوزه علميه قدس سره فرموده اند ، بايد عمل شود. ۲۹/ محرم الحرام / ۱۴۳۰ پاسح ایت الله آيت الله سيستاني: بسمه تعالي بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبي عليه السلام و ترتيب مجالسي براي آن حضرت و ذکر مصائب و يادآوري مناقب آن امام از مصاديق تعظيم شعائر است . و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب پاسخ آیت الله سید صادق روحانی: باسمه جلت اسمائه، جماعتی از محققین و علما مانند شیخ مفید، شهید و کاشف الغطاء بعد از تحقیق، روز هفتم صفر را روز شهادت آن حضرت نوشته اند من هم موقعی که در این مورد تحقیق می کردم، تقریبا اطمینان به این پیدا کردم بنابراین مقتضای تعظیم شعائر، اقامه مجلس عزا، تعطیلی بازار، خروج دسته جات و عزاداری در این روز است، و وظیفه صدا و سیما بر پایی عزاداری است و تولد امام کاظم (ع) در این روز مانع نباید بشود. پاسخ آيت الله صافي گلپايگاني: برپائي مجلس ميلاد ائمه عليهم السلام بسيار خوب و مناسب است اما چ.ن هفتم صفر بنا بر بعضي اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام مي باشد و از طرفي تمام ماه محرم و صفر ماههاي حزن آل الله و کاروان داغدار و مصيبت زده حضرت سيدالشهداء عليه السلام است سزاوار است در اين دوماه مجلس روضه وعزا برپا نموده و از مجالس جشن وسرور جدا اجتناب نمود.ان شاءالله مجمع مقدس شما عزيزان مورد توجه و عنايت خاصه حضرت بقيةالله ارواحنا فداه قرار بگيرد و همه از منتظران امر فرج آن حضرت بوده باشيد. ۲۲/محرم الحرام/۱۴۳۰ پاسخ مرحوم آيت الله میرزا جواد تبريزي: محرم و صفر ماه هاي حزن بر سيدالشهداء و خاندان اهل بيت عليهم السلام مي باشد و بايد به مجالس عزاداري روضه خواني بگذرد.والله العالم پاسخ مرحوم ایت الله فاضل لنکراني: پبسمه تعالي و له الحمد در اين که بايد يک روز اختصاص به حضرت امام مجتبي عليه السلام داشته باشد ترديدي نيست و با توجه به اينکه روز 28 صفر روز رحلت خاتم الانبيا (ص) هم هست و بدين لحاظ شهادت سبط اکبر عليه السلام تحت الشعاع قرار مي گيرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به اين عنوان اختصاص دهند که (( مشهور )) هم همين است. ۲۴/۱۲/۸۳ پاسخ مرحوم آیت الله بهجت: پاسخ آیت الله مکارم شیرازی: بسمه تعالی . البته نظر مشهور طبق آنچه مرحوم کلینی (( ره )) در کافی آورده این است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است ولی با توجه به روایت دیگری که مربوط به هفتم ماه صفر است سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود . [ یکشنبه 11 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
از لحاظ اسناد تاريخی، مرحوم شيخ كفعمی هفتم صفر را زمان شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام كرده و لذا معمول علمای قم و شيعيان غير ايرانی، مخصوصا شيعيان عراق اين است كه هفتم صفر را شهادت امام حسن(ع) میدانند و عزاداری میكنند. حجتالاسلام و المسلمين «محمدهادی يوسفی غروی»، عضو هيئت علمی مدرسه عالی امام خمينی(ره)، در گفتوگو با سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در مورد تاريخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) و تولد امام موسی كاظم(ع) در روز هفتم صفر، ضمن بيان مطلب فوق گفت: از لحاظ اسناد تاريخی، مرحوم شيخ كفعمی در قرن 9 در كتاب «مصباح بلدالامين»، هفتم صفر را زمان شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام كرده و لذا معمول شيعيان غير ايرانی، مخصوصا شيعيان عراق اين است كه هفتم صفر را شهادت امام حسن(ع) میدانند و عزاداری میكنند. وی همچنين اظهار كرد: ظاهرا قبل از تشكيل دولت صفوی، ساير شيعيان و عمدتا شيعيان عراق، 7 صفر را شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام میكردند و اينكه شهادت امام حسن(ع) 28 ماه صفر اعلام شده، البته از لحاظ منابع تاريخی درست است؛ يعنی هم مرحوم شيخ كلينی در «كافی» و هم مرحوم شيخ مفيد در «الارشاد» 28 صفر را اعلام كردهاند و شيخ تبريزی صاحب «اعلامالوری» گرچه خميرمايه اصلیاش از «الارشاد» شيخ مفيد است، اما همه اين بزرگان 28 صفر را شهادت امام حسن(ع) اعلام كرده است. يوسفی غروی در مورد ثبت شهادت امام حسن(ع) در دوران صفويه گفت: در زمان صفويه چون تشيع مذهب رسمی شده بود، با مشورت علما برای اينكه اعلام عزا و تعطيل رسمی كنند، لذا وفات پيامبر(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) را در يك روز در آخر ماه صفر جمع كردند تا هم عزاداری شكوهمندتری برگزار شود و هم از تعدد تعطيلی جلوگيری شود و اين باعث شد كه ساير شيعيان به خصوص شيعيان عراق مخالفت خود را با اين تقويم اعلام كنند. اين استاد حوزه علميه قم در ادامه خاطرنشان كرد: مرحوم آيتاللهالعظمی شيخ عبدالكريم حائری يزدی كه درس خوانده نجف و كربلا بود، بعد از هجرت از نجف به سوی ايران، اين روش را از علمای نجف و كربلا به ايران و قم انتقال داد و از آن وقت به بعد، علما در اين روز برای امام حسن(ع) عزاداری میكنند. وی در مورد ميلاد امام كاظم(ع) و امام باقر(ع) هم اظهار كرد: اعلام ميلاد امام كاظم(ع) در هفتم صفر در ميان شيعيان سابقه ندارد و از زمان صفويه و بعد از مشورت با علما قرار شد كه در دو ماه محرم و صفر تمام حسينيهها و مساجد، سياهپوش باشد. زمانی كه برای تبليغ به كشورهای خارجی میرفتيم، با اين مشكل مواجه بوديم؛ يعنی آنجا، هفتم صفر برای شهادت امام حسن(ع) عزاداری میكردند، در حالی كه رسانههای ايران تبريك و جشن و سرور داشتند و اين دو رفتار متناقض، برای آنها سؤالبرانگيز بود. وی در مورد تاريخ تولد امام كاظم (ع) نيز گفت: علامه شوشتری صاحب «قاموسالرجال» گفته است كه «لم يعين احد شهره»؛ يعنی هيچكس ماه تولد امام كاظم(ع) را تعيين نكرده است، چه برسد به روز تولد! و در منابع تاريخی فقط سال تولد ذكر شده است؛ ولی شيخ تبريزی در كتاب «إعلامالوری» و «تاجالوليد» و همچنين مرحوم «ابن شهرآشوب» در كتاب «مناقب آل ابیطالب » روز تولد امام كاظم(ع) را 7 صفر اعلام كردهاند و هيچ نقل ديگری در اين زمينه نيست، اما قبل از قرن 5 و 6 هجری؛ يعنی مرحوم «شيخ كلينی» در «كافی» يا مرحوم «شيخ مفيد» در«الارشاد» هيچ روز و ماهی را برای تولد امام كاظم(ع) اعلام نكردهاند، لذا كلام علامه شوشتری به بعد از قرن 6 مربوط میشود، بالاخره تعيين تولد امام كاظم(ع) مربوط به متأخرين است.
وی همچنين در همين رابطه اظهار كرد: متأسفانه در مورد تاريخچه تولد امام كاظم(ع) تا حالا يك تقويم كسی به من نشان نداده است كه قبل از زمان آيتالله بروجردی، 7 صفر ثبت شده باشد و فلذا اين ثبت تاريخی به خاطر نوع درگيری بين مرجعيت و روحانيت با شاه و بعد از رحلت آيتالله بروجردی مربوط میشود. از موقعی كه شاه با مراجع درگير شد، آخوندهای درباری آن وقت، از كتابها استخراج كردند كه ولادت امام كاظم(ع) 7 صفر است و سوم صفر را هم ولادت امام باقر(ع) اعلام كردند، بنابراين حالت سياهپوشی محرم و صفر را با اين نقض كردند. وی در مورد عزاداری يا جشن در 7 صفر اعلام كرد: برنامههايمان با ساير شيعيان جهان بايد هماهنگی داشته باشد و آن بنای 500 ساله علمای شيعه كه از زمان صفويه پايهگذاری شده بود را هم برهم نزنيم، لذا تولد امام باقر(ع) در سوم صفر و تولد امام كاظم(ع) در هفتم صفر را از مراسمهای جشن در محرم و صفر خارج كنيم، مخصوصا، تولد امام باقر(ع) كه در ماه رجب گرفته میشود. يوسفی غروی كه از روند جشن و سرور در 7 صفر دلگير بود، گفت: چه لزومی دارد كه اين روز جشن گرفته شود، در حالی كه در اين روز تمام علما در قم و جهان عزادار هستند و آنچه از ابتدای رسميت يافتن تشيع رخ داد بنا بر اين نبوده است كه برای هر معصومی جشنی برپا كنند، بلكه فقط برای ميلاد حضرت رسول(ص)، امام علی(ع)، امام حسين(ع) و البته امام صادق(ع)، امام رضا(ع) و امام زمان(عج) جشن و سرور گذاشته شود و هيچكس نمیتواند از منابع تاريخی نشان بدهد كه شيعه از ابتدا بنا بر جشن گرفتن تمام مواليد معصومين(ع) داشته است، لذا به طريق اولی نبايد جشن و سروری در زمان سياه پوشی جامعه دينی برای عزای امام حسين(ع) رخ دهد. وی در پايان خاطرنشان كرد: اينكه در 7 صفر عزاداری برای امام حسن(ع) داشته باشيم، علاوه بر اينكه احترام به شيعيان غير ايرانی و علماست، بلكه همانطور كه گفته شد، از مرحوم شيخ كفعمی نقل به شهادت امام حسن(ع) در 7 صفر وجود دارد، لذا گرچه نقل شهادت در 7 صفر نسبت به 28 صفر ضعيفتر است، ولی اگر 2 روايت داريم، كه يكی روايت نقل سندی بلااشكال است و ديگری روايتی ضعيف است، اما عمل علما طبق آن روايت ضعيف است نه آن روايت قوی، لذا عمل را مرجح میدانند، فلذا علما مبنايشان در مسائل فقهی هم اينگونه است؛ يعنی عمل را اقوی از سند میدانند. [ یکشنبه 11 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ یکشنبه 11 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ چهارشنبه 7 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
درباره ماه صفر در نامگذارى این ماه دو جهت ذکر شده است، یکی اینکه از «صُفْرَة (زردى)» گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردى برگ درختان بوده است. دلیل دیگر اینکه از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی گرفته شده، زیرا مردم پس از پایان ماههاى حرام، روانه جنگ مى شدند و شهرها خالى مى شد. این ماه، معروف به نحوست است. از پیامبر اکرم (ص) درباره ماه صفر چنین نقل شده است: هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مى دهم. حوادث تاریخی فراوانی در ماه صفر رخ داده است که به برخی از آنها اشاره میشود: اول صفر : وارد كردن سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام ، ورود اهل بيت عليهم السلام به شام ، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايتي)، آغاز جنگ صفين (بنا بر روايتي) دوم صفر : مجلس يزيد لعنتالله عليه بنا بر نقلي، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام ( به روايت ديگر) سوم صفر : ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام 57 هجري قمري به روايتي. چهارم صفر : وفات آيتالله محمد علي شاه آبادي (1369 هجري) پنجم صفر : شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها و لعنةالله علي قاتليها، 61 هجري. ششم صفر : صدور توقيع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسين بن روح. هفتم صفر : ولادت امام موسي كاظم عليه السلام 128 هجري، شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بنابر نقل بحار، وفات آيتالله العظمي مرعشي نجفي 1411 قمري. هشتم صفر : وفات حضرت سلمان فارسي (سلمان محمّدي ) رضيالله عنه 35 هجري قمري نهم صفر : شهادت عمار ياسر رضيالله عنه در جنگ صفين 37 هجري، شروع جنگ نهروان 38 هجري قمري. دوازدهم صفر : وفات هارون برادر حضرت موسي عليهماالسلام. سيزدهم صفر : اختيار حكمين در صفين و حيله عمروعاص. چهاردهم صفر : شهادت محمدبن ابوبكر به دست عمروعاص (بنابر روايتي) شانزدهم صفر : شهادت آيتالله سيد حسن اصفهاني فرزند آيتالله سيد ابوالحسن اصفهاني 1349 قمري. هجدهم صفر : شهادت اويس قرني در جنگ صفين 37 هجري قمري. بيستم صفر : اربعين حسيني. بيست و دوم صفر : صدور توقيع شريف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء براي مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه 420 قمري. بيست و سوم صفر : پي كردن ناقه حضرت صالح نبي عليه السلام توسط قومش - گرفتار شدن حضرت يونس عليه السلام در شكم ماهي. بيست و چهارم صفر : شدّت يافتن بيماري حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم. بيست و پنجم صفر : شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم براي نوشتن وصيّت نامه و منع عمر (لعنة الله علیه) از اين كار. بيست و ششم صفر : دستور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلم به لشكر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با روميان( بنابر نقل واقدي 11 هجري) ، سالروز انقراض حكومت امويان. بيست و هشتم صفر : رحلت جانسوز رحمت للعالمين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجري قمري - شهادت مظلومانه سبط اكبر امام مجتبي عليه السلام 50 قمري. (سي ام / بیست و نهم ) صفر : شهادت امام رضا عليه السلام 203 هجري قمري اعمال ماه صفر بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براي رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسي خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاي نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده يَا شَدِيدَ الْقُوَي وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ و سيد دعايي براي هلال اين ماه روايت كرده . روز اول روز اول سنه سي و هفتم شروع به جنگ صفين شد و در اين روز سنه شصت و يكم به قولي سر مبارك حضرت سيد الشهداء عليه السلام را وارد دمشق كردند و بني اميه آن روز را عيد قرار دادند و آن روزي است كه تازه ميشود در آن احزان (كانت مآتم بالعراق تعدها أموية بالشام من أعيادها) و در اين روز و به قولي روز سوم سنه صد و بيست و يك زيد بن علي بن الحسين شهيد شده. روز سوم سيد بن طاوس از كتب أصحابنا الإمامية نقل كرده كه مستحب است در اين روز دو ركعت نماز در ركعت اول حمد و إنا فتحنا و در دوم حمد و توحيد بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد و صد مرتبه بگويد اللَّهُمَّ الْعَنْ آلَ أَبِي سُفْيَانَ و صد مرتبه استغفار كند پس حاجت خود را بخواهد منابع: هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 63؛ مفاتیح الجنان، ص 532 [ دوشنبه 5 دی1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
قالَ علي ابن موسي الرِّضَا عليه السلام:
إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيةِ يحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَتْ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِي فِيهِ ذَرَارِينَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثِقْلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا امام رئوف، علي ابن موسي الرضا عليه السلام فرموده اند: محرم ماهي بود که در دوران جاهليت، خونريزي در آن را حرام مي دانستند اما در اين ماه، خونِ ما حلال شمرده شد؛ حرمتِ ما هتک شد؛ فرزندان و زنانِ ما به اسيري گرفته شدند؛ آتش در اموال ما افکنده شد؛ و هر آنچه داشتيم به تاراج برده شد؛ و در مورد ما پاسِ حرمتِ رسول الله نگهداشته نشد... [ یکشنبه 6 آذر1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
سؤال: قرآن خطاب به كسانى كه در هنگام آسايش خدا را فراموش مى كنند چه مى فرمايد؟
جواب: اين، يك قانون عمومى است كه، تقريباً همه كس آن را تجربه كرده است، كه در گرفتارى ها هنگامى كه كارد به استخوان مى رسد، موقعى كه اسباب ظاهرى از كار مى افتند، و كمك هاى مادّى ناتوان مى گردند، انسان به ياد مبدء بزرگى از علم و قدرت مى افتد، كه قادر بر حل سخت ترين مشكلات است. كار نداريم كه نام اين مبدأ را چه بگذارند، همين قدر مى دانيم روزنه اميدى به قلب گشوده مى شود، و نور لطيف و نيرومندى در دل مى پاشد، اين يكى از نزديك ترين راه ها به سوى خدا است، راهى از درون جان و سويداى قلب. قرآن مجيد در آيات 67ـ69 سوره «اسراء» مى فرمايد: اما شما فراموشكاران «هنگامى كه دست قدرت الهى شما را به سوى خشكى نجات داد، به او پشت مى كنيد و رو مى گردانيد و اصولاً انسان كفران كننده است» (فَلَمّا نَجّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الاْ ِنْسانُ كَفُوراً) . بار ديگر پرده هاى غرور و غفلت، تقليد و تعصب، اين نور الهى را مى پوشاند و گرد و غبار عصيان و گناه و سرگرمى هاى زندگى مادّى، چهره تابناك آن را پنهان مى سازد. ولى آيا فكر مى كنيد: خداوند در خشكى و قلب صحرا نمى تواند شما را به مجازات هاى شديد مبتلا سازد؟: «آيا شما از اين ايمن هستيد كه به فرمان او زمين بشكافد و شما را در كام خود فرو ببرد»؟ (أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ). و «آيا از اين ايمن هستيد كه طوفانى از سنگ بر شما ببارد و شما را در زير سنگ ها مدفون سازد (عذابى كه به مراتب از غرق در درياها سخت تر است) سپس حافظ و نگهبانى پيدا نكنيد»؟! (أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لاتَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلاً). بيابانگردان كه مخصوصاً با اين مسأله آشنا بودند ـ كه گاهى طوفان در دل بيابان ها مىوزيد و توده اى از شن و سنگريزه را با خود حمل مى كرد و در نقطه ديگر فرود مى آورد، و تلى عظيم تشكيل مى داد، به گونه اى كه گاهى قطار شتران در زير آن دفن مى شدند ـ اهميت اين تهديد را بيشتر درك مى كردند. سپس، اضافه مى كند: اى فراموشكاران آيا گمان كرديد، اين آخرين بار بود كه شما نياز به سفر دريا پيدا كرديد؟ «آيا از اين ايمن هستيد كه بار ديگر بر اثر ضرورت ها و نيازها خداوند شما را به قلب دريا بفرستد، و در آنجا به تندبادهاى كوبنده فرمان دهد كه شما را به خاطر كفر و كفرانتان غرق كند و آنگاه حتى كسى كه خون شما را مطالبه كند و بگويد چرا؟ وجود نداشته باشد»؟! (أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاتَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِهِ تَبِيعاً). اين حالت، كه انسان به هنگام ظهور مشكلات، به ياد خدا بيفتند و در راحتى او را فراموش كنند، حالت بسيارى از مردم است، در اين گونه افراد، طبيعت ثانوى، فراموشكارى و عدم توجه به واقعيات زندگى است. بنابراين، توجه به خدا و واقعيات زندگى، يك حالت استثنائى براى آنها محسوب مى شود، كه نياز به عوامل فوق العاده دارد، مادام كه آن حالت فوق العاده موجود است به ياد خدا هستند، اما به محض اين كه: بر طرف شد، به طبيعت انحرافى خود بازمى گردند، و خدا را به دست فراموشى مى سپرند. خلاصه، كمتر كسى را مى توان پيدا كرد كه: در مشكلات سخت و طاقت فرسا به پيشگاه با عظمت خدا سر فرود نياورد، ولى مى دانيم اين بيدارى و «توجه اضطرارى»، بى ارزش است. افراد با ايمان و مسلمانان راستين، آنها هستند كه: در راحتى و بلا، در سلامت و بيمارى، در فراوانى و قحطى، در زندان و بر تخت قدرت، و بالاخره، در همه حال، به ياد او مى باشند. و اصولاً ـ اين تغيير حالات به هيچ وجه آنها را دگرگون نمى سازد. روحشان به قدرى بزرگ است كه همه اينها را در خود هضم مى كند، همچون على(عليه السلام) كه عبادت، زهد و رسيدگيش به دردمندان، بر تخت قدرت همان بود كه در گوشه انزوا. چنان كه خودش در صفات پرهيزكاران مى فرمايد: نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلاءِكَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخاءِ: «حال آنها در بلا و راحتى يكسان است». كوتاه سخن اين كه: ايمان، توجه به خدا، توسل، عبادت، توبه و تسليم در برابر پروردگار، همه در صورتى ارزش دارد كه دائمى و پايدار باشد، اما ايمان موسمى، توبه موسمى و عبادت هاى موسمى كه در شرائط اضطرارى و يا آنجا كه منافع انسان ايجاب كند، انجام مى شود، بى فايده و يا بسيار كم ارزش است، و در آيات قرآن، از اين گونه اشخاص كراراً نكوهش شده است. (1) 1. تفسیر نمونه، جلد12، صفحه 214. [ دوشنبه 30 آبان1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
1. با اندكى تفاوت: بحارالانوار، ج 51، ص 29؛ علل الشرائع، ج 1، ص 161. [ دوشنبه 30 آبان1390 ] [ ] [ سائل الزهرا(س) ]
[ ]
|
|